تبليغاتX
رقصیدن با کلمه ها - پرواز را به خاطر بسپار به خاطر او

رقصیدن با کلمه ها

راه های در راه

 

                                  

چشم هایش برق می زد ...شاید هم بازتاب برق اسمان بود...ملوان نگاهی به کشتی شکسته کرد ...نگاهی به امواج...تا ساحل راه زیادی بود و شنا کردن محال...آسمان بی رحم بود...نگاهی به ...آسمان انداخت...

امروز صبح بعد هزاران سال... پرنده ای را دیدم با همان برق در چشم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:33  توسط بی جواب  |