تبليغاتX
رقصیدن با کلمه ها - مسافر

رقصیدن با کلمه ها

راه های در راه

                                             

 

قطاری به ایستگاه وارد می شود و تنی چند به استقبال می روند احیانا با دسته گلی و لبخندی... قطاری از ایستگاه خارج می شود و چند نفری دست تکان می دهند و چشمانی مغموم و احیانا چند قطره ای... مسافری ایستاده، خیره به دور دست...

همیشه همین گونه بودی ... می گفتی: هر لحظه مثل یک قطار می گذرد باید سوگوار لحظه ای که گذشت بود و برایش دست تکان داد با این همه  باید به استقبال قطار دیگری رفت که وارد ایستگاه شده ، با لبخندی عمیق ...

 

مثل مسافری تنها با قطاررفتی وهیچ قطاری بر نگشت...

در قلبم، برایت دست تکان می دهم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 22:29  توسط بی جواب  |