
یک برگ برای همه ی زمستان کافی است. برگی که اگر باد سرد زمستان بوزد از شاخه جدا نمی شود. این برگی همان برگی است که دستانی عاشق بر دیوار کشیده اند. بر شاخه های درخت زندگی، برگی هست که زمستان و پاییز نمی شناسد. این را دیروز در چشم های پیرمردی دیدم که قلبش را در دستش گرفته بود.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 17:41  توسط بی جواب
|