همین یک دونه چراغ مونده بود
که پسرک با یک تکه سنگ می خواست خاموشش کنه
باقی چراغا خاموش شده بود
پسرک سنگ رو انداخت به سمت چراغ
در حالی که می گفت:
الان خاموشت می کنم ماه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:23  توسط بی جواب
|
