تبليغاتX
رقصیدن با کلمه ها

رقصیدن با کلمه ها

راه های در راه

 

                                  

چشم هایش برق می زد ...شاید هم بازتاب برق اسمان بود...ملوان نگاهی به کشتی شکسته کرد ...نگاهی به امواج...تا ساحل راه زیادی بود و شنا کردن محال...آسمان بی رحم بود...نگاهی به ...آسمان انداخت...

امروز صبح بعد هزاران سال... پرنده ای را دیدم با همان برق در چشم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:33  توسط بی جواب  | 

 

 

سی و دو حرف از حروف الفبا

و تو

که حرف نداری!

و من

که در برابر حرف تو

هیچ حرفی برای گفتن ندارم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 23:20  توسط بی جواب  | 

                                                

 

برای رقصیدن نیاز به صدای آواز و گوش هایی داریم که خوب بشنوند

برای رقصیدن نیاز به پاها و چشمانی داریم که خوب ببینند

برای رقصیدن نیاز به هماهنگی و هارمونی داریم

برای رقصیدن نیاز به انرژی و رهایی داریم

اما با این همه مهم ترین چیز برای رقصیدن دلی خوش است دلی سرخوش از این همه بودن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:27  توسط بی جواب  | 

 

                                        

گفت : برای زنده ماندن باید بیشتر به فکر سلامتی باشی. ما انسان ها می توانیم تا ۱۸۰ سال ندگی کنیم باید ورزش کنی غذای مناسب بخوری و  در روز حداقل سه بار مسواک بزن و هر بار حداقل ۳ دقیقهُ قبل از خواب و بعد از بیداری دوش بگیر،سعی کن در وعده های متعدد غذا بخوری و از میوه و سبزیجات استفاد کن ... گفت و گفت و گفت ... اما از تو هیچ چیزی در حرف هایش نبود و اصلا فکر نکرد که زندگی طولانی بدون تو چه فایده ای دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:59  توسط بی جواب  |